چرا حُر،حُر شد؟

گالری عکس محرم - آکاایران

چرا حُر،حُر شد؟

یکی از مهمترین ویژگی‌های قیام امام حسین(ع)متحول شدن انسان‌هایی است که درزندگی آنها زیبایی ظواهر دنیوی وجود داشت، اما توانستند در زمان مناسب با نفس سرکشخود مبارزه کنند که حر بن یزید ریاحی نیز یکی از آن‌هاست.

هر انسانآزاده‌ای وقتی بین دو راهی عقل و احساس می‌ماند اگر نسبت به ائمه(ع)محبت همراه بامعرفت داشته باشد راه نجات او مهیا می‌شود که می‌توان "حر بن یزید ریاحی" را هم ازاین دست انسان‌ها برشمرد.

نگاهی به زندگی حر

حر در دوران جاهلیت و اسلام، در میان قومش مورد احترام و از بزرگان، اشراف وشخصیت‌های برجسته کوفه بود و هنگامی که از قصر ابن‌زیاد خارج شد تا به مقابله باامام حسین (ع)برود، صدایی شنید که می‌گفت ای حر؛ بهشت بر تو مژده باد! ولی کسی راندید و با خود گفت: "جنگ با حسین و بهشت؟!"

جریان پیوستن حر به امام حسین را مورخین اینگونه روایت کرده‌اند که؛ وقتی امامحسین (ع) به دو منزلی کوفه رسید با حر بن یزید و هزار سوار او برخورد کرد سخنانبسیاری بین امام و حر رد و بدل شد و آخرالامر امام حسین(ع) فرمود: "حال که بر خلافنوشته‌هایتان(دعوت‌نامه‌هایتان) نظر دارید، من از آن جا(مدینه) که آمده‌ام بدانجاباز می‌گردم".

ولی حر مانع شد و گفت: "ای فرزند رسول الله، اکنون که از آمدن به کوفه(نزدعبیدالله) خودداری می‌کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه بهمدینه".

در این لحظه امام حسین (ع) به حر گفت مادرت به عزایتبنشیند و حر به دلیل محبتی که نسبت به پیامبر و حضرت زهرا(س) داشت سکوت کرد و همینامر باعث نجات او شد.

در بزنگاه‌های زندگی، حب اهل بیت(ع) بهترین راه نجات آدمی‌ است و حر این سعادترا داشت که از راه عشق به محمد و آل محمد(ع) نجات یابد.

در این لحظه امام از سمت چپ راه به حرکت خود ادامه داد تا به منطقه عذیبالهجانات رسید که شاخه‌ای از فرات از آنجا می‌گذشت.

در این منطقه بود که نامه ابن زیاد به حر رسید و امام فرمود: مگر دستوری کهداشتی این نبود تا تنها جلوی راه مرا بگیری؟

حر در جواب پرسش امام عرض کرد: " چرا ولیکن ابن زیاد فرمان داده که عرصه را نیزبر تو تنگ کنم و بر من جاسوسی گمارده تا خواسته‌های امیر را به اجرا درآورم".

حر در حادثه عاشورا!

این ماجرا ادامه داشت تا روزی که دو لشکر در برابر هم صف کشیدند و حر از لشکرجدا شد و به همراه مردی از قبیله خود به نام «قرت بن قیس» به بهانه این‌که اسب خودرا آب بدهد به کناری آمد و در این هنگام «مهاجر بن اوس» که از لشکریان پسر سعد بودپرسید: ای حر چه می‌خواهی بکنی آیا حمله می‌کنی؟ حر پاسخ او را نداد و بدنشمی‌لرزید.

مهاجر گفت: من در هیچ جنگی این چنین تو را لرزان ندیده بودم، اگر به من می‌گفتنددلیرترین مردم کیست می‌گفتم حر بن یزید است، پس تو را چه شده است؟ حر گفت: به خداقسم خود را در گزینش بهشت و دوزخ مخیر می‌بینم و به خدا قسم که جز بهشت را برنگزینمگرچه قطعه قطعه و سوزانده شوم.

بعد از آن سخنان بود که حر خود را نزد امام رسانید، ایستاد و عرض کرد: ای پسررسول خدا فدایت شوم من جلوی بازگشت شما به وطن را گرفتم و همراهت آمدم تا به ناچاردر این سرزمین بمانید و من گمان نمی‌کردم که پیشنهاد شما را نپذیرند و به اینسرنوشت دچارتان کنند و به خدا اگر می‌دانستم، هرگز به چنین کاری دست نمی‌زدم و مناکنون از آنچه انجام داده‌ام به سوی خدا توبه می‌کنم آیا توبه من پذیرفته است؟

امام فرمود: آری خدا توبه‌پذیر است از اسب فرود آی.

حر در این حال به امام عرض کرد: در خدمت شما سواره بهتر می‌توانم عرض خدمت کنمتا پیاده، و فرود آمدن آخر کار من شهادت است.

پس از آنکه رحمت الهی شامل حال حر شد و به سپاه امام حسین (ع) پیوست همانند شیریغضبناک بر دشمن حمله کرد مدتی بدین نحو جنگید تا این‌که جماعتی از لشکر پسر سعد براو حمله آوردند و شهیدش کردند.

وقتی امام حسین(ع) بر بالین او آمد در مرثیه‌اش خواند: "انت الحر کما سمیتک امک،و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة‏" تو به راستی آزاد مردی هستی همان گونهکه مادرت تو را نام نهاده و تو آزاد مردی در دنیا و آخرت. امام دست بر چهره‌اش کشیدبا دستمالی سر حر را بست و پس از عاشورا "بنی‌تمیم" او را در فاصله یک مایلی از محلدفن امام حسین(ع)‏ به خاک سپردند همانجا که قبر کنونی اوست، بیرون کربلا در جایی کهدر قدیم به آن‏ «نواویس‏» می‌گفته‌اند.

حر آزاد بود همانند نامش وهیچ فرد آزاده‌ای زیر طوق ظلم نمی‌رود.

در زندگی احترام و محبت نسبت به اهل بیت(ع) را همواره حفظ واز خرافات دوری کنیم و در زندگی هیچ‌گاه از تصمیمات ساده عبور نکنیم، زیرا تاثیربسیاری در زندگی می‌گذارد.

و در پایان؛ زیباست بدانیم در میان آن همه مردمی که در کربلا حضور داشتند چرافقط توبه و بازگشت شامل حال "حر" شد که نه تنها سعادت اخروی خود را تضمین کرد بلکهدر این دنیا هم به دلیل همجواری با سالار شهیدان مرقد او نیز زیارتگاه عاشقان ودلداگان آستان مقدس حضرت سیدالشهدا(ع) و سایر شهدای کربلاست و قطعا این امر بی دلیلنیست که او به این مقام رسید و این شاید بخاطر رفتاری بود که 10 روز قبل از شهادتشانجام داد و در مشاجره با امام حسین(ع) به احترام مادرشان سکوت کرد و از جسارت بهامام عاجز شد و خداوند به خاطر ادب او، مقام والای توبه‌ی روز عاشورا را به او عطاکرد.

خدایا ما را جزء نجات یافتگان کشتی ابا عبدالله قرار بده.

/ 0 نظر / 15 بازدید